الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

108

تفسير مجمع البيان (فارسى)

ترجمه : و بسوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم وى بدانها گفت : اى مردم خداى - يگانه را بپرستيد كه معبودى جز او نداريد و از پيمانه و وزن كم ندهيد ، من كار شما را خوب مىبينم ( و احتياجى بكم فروشى نداريد ) و از عذاب روزى كه ( كافران را ) فرا گيرنده است بر شما بيمناكم ( 84 ) و اى مردم پيمانه و وزن را از روى عدالت تمام بدهيد ، و چيزهاى مردم را ( در داد و ستد ) كم مدهيد و كوشش بفساد در روى زمين نكنيد ( 85 ) باقيماندهء خدا ( در معاملهء صحيح ) بهتر است براى شما ( از آنچه بوسيلهء كم فروشى بدست آوريد ) اگر ايمان داريد و من نگهبان شما نيستم ( 86 ) گفتند آيا نماز و ( دين ) تو دستورت ميدهد كه ما چيزهايى را كه پدرانمان پرستش ميكرده‌اند رها كنيم و يا در اموال خويش بهر گونه كه خواهيم تصرف نكنيم ؟ براستى كه تو بردبار و با فهم ( يا راهنما ) هستى ( 87 ) گفت : اى مردم به نظر شما اگر با من دليل و برهانى از پروردگارم باشد و روزى نيكويى از جانب خود روزيم كرده ( چگونه دست از اطاعتش بر دارم ) ؟ و نميخواهم آنچه را از شما منع ميكنم خودم ( با ارتكاب آن ) با شما مخالفت كنم كه هدف من تا آنجا كه بتوانم چيزى جز اصلاح نيست ، و توفيق من ( در اين دعوت ) جز بارادهء خدا نيست بر وى توكل كنم و بدرگاه او رو آورم ( 88 ) اى مردم مخالفت و دشمنى با من شما را مستوجب و مستحق آن بلائى نكند كه بر قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد و ( زمان يا مكان ) قوم لوط از شما چندان دور نيست ( 89 ) و از پروردگار خويش آمرزش بخواهيد و بدرگاهش روى توبه آريد كه براستى پروردگار من رحيم و مهربان است ( 90 ) گفتند : اى شعيب ما بسيارى از اين چيزها را كه مىگويى نمىفهميم ، و تو را در ميان خود ناتوان مىبينيم و اگر بخاطر فاميل و طائفه‌ات نبود سنگسارت ميكرديم و گرنه تو خود نزد ما عزيز ( و محترم ) نيستى ( 91 ) گفت اى مردم آيا طائفه ( و فاميل ) من در پيش شما از خدا عزيزترند ، كه شما او را فراموش كرده‌ايد و براستى كه پروردگار من بر آنچه شما ميكنيد آگاه و محيط است ( 92 ) اى مردم ( حال كه چنين است ) شما هر چه توانيد بكنيد و من نيز بوظيفهء خود عمل ميكنم و به زودى خواهيد دانست عذاب خوار